شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
18
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
« خدا را به بهترين وجه و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه سپاسگزارم . خدايا ! تو را ستايش مىكنم كه بر خاندان ما با نبوّت كرامت بخشيدى و قرآن را به ما آموختى و به احكام دين آشنايمان ساختى ، ما را از سپاسگزاران قرار بده . اما بعد ؛ من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود و اهل بيت و خاندانى باوفاتر و وظيفهشناستر از اهل بيت خويش سراغ ندارم ، خداوند از ناحيهء من به همهء شما پاداش خير عنايت فرمايد . . . » . در عرصهء شهادت نيز شهدايى از اوّلين و آخرين به پايهء شهداى عاشورا نمىرسند ! ! و اين موضوع در وصف مقام و جايگاه آنان از امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده كه امام باقر عليه السّلام به بيان آن پرداخت و فرمود : « خرج علىّ يسير بالناس حتّى اذا كان بكربلاء على ميلين او ميل ، تقدّم بين أيديهم حتى طاف به مكان يقال له المقدفان ، فقال : قتل فيها مائتا نبىّ و مائتا سبط كلّهم شهداء و مناخ ركّاب و مصارع عشّاق ، شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من بعدهم » « 1 » . « على عليه السّلام با ياران خود رهسپار منطقهء جنگى بود ، به دو يا يك ميلى كربلا كه رسيد ، مقابل ياران خود قرار گرفت و برگرد محلى به نام « مقدفان » گردش كرد و سپس فرمود : در اين مكان ، دويست پيامبر و دويست پيامبرزاده كه همگى شهيد به شمار مىآمدند ، به قتل رسيدهاند ، اينجا محل بر زمين افتادن سواران و مكان كشته شدن عاشقانى است كه به فيض شهادت نايل خواهند شد ؛ كسى قبل از آنان بر آنها پيشى نگرفته و پس از آنان نيز به پايهء آنها نخواهد رسيد » . البته برخى روايات ، شهداى بدر را از حيث رتبه و مقام به شهداى كربلا ملحق ساختهاند ، مانند طبرانى كه به سند متصل خود به شيبان بن مخرم عثمانى ، روايت كرده گويد : هنگامى كه على رضى اللّه عنه وارد كربلا شد ، من حضرت را همراهى مىكردم ،
--> ( 1 ) . بحار الانوار : 41 / 295 ، باب 114 ، حديث 18 .